خدايا، من عشق به تو را هم از تو مي خواهم وعشق به عاشقانترا وعشق رابه هر كاري كه مرا به تو نزديك كند خدایا ... خدايا، مرا راهي دهكه فقط به در خانه ي تو توانم آمد . دستي ، كه فقط در خانه تو توانم كوفت . خدايا، من را چشمي ده كه فقط گريان تو باشد وسينه اي كه فقط سوزان تو . بهمن نگاهي ده كه جز رو ي تو نتوانم ديد . وگوشي كه جز صداي تو نتواندشنيد خودت را معشوقترين من قرار ده . مرا عاشقترين خويش . خدايا، چشم جويبارعشق مرا به تماشاي دريايت روشني ده ، مبادا دل من اسير كوي ديگري شود و پيشانيمحبت من بر خاك ديگري بسايد . خدايا مرغ دلم كه در دام توست، مبادا كه ياد آشيانديگري كند . خدايا... همزمان بارشد گياه محبتت در باغچه ي دلم هر چه هرزه گياههست از ريشه بخشكان . خدايا... نكند كه روي از من بتابي ونشود كه نگاه حيران مرامنتظر بگذاري اي پاسخ دهنده و اي اجابت كننده اي گل بخش ديگران از گل گلستانتو اي باغبان باغ رحمت ، اي عزيز و مهربانم ، اي خداي بي همتاي منادامه ی مطلب ...
نويسنده: مجیر عطارنیا
| تاريخ ارسال: يكشنبه 13 دي 1388 ساعت: 9:53 بعدازظهر |
+ نظردهيد(0) |